قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3144

تاريخ الفي ( فارسى )

چون به حوالى شهرزور ، كه داخل ولايت قطب الدّين مودود بود و از قبل او امير پوران « 1 » والى آن شهر بود ، رسيد ، زين الدّين كوچك از آن حال خبر يافته فى الحال با فوجى از سپاه سوار شده سرراه بر سليمانشاه گرفته ، او را به دست آورد و به‌احترام تمام در موصل ، در قلعه ، او را نگاه‌داشت . و كس پيش سلطان محمّد فرستاده او را بر آن حال مطلع گردانيد . سليمانشاه در قلعهء موصل مدّت چهار سال بماند . و باقى احوال او در سنوات آينده مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك نور الدين محمود به عزم تسخير قلعه حارم ، « 2 » كه در استحكام و متانت از مشاهير قلاع فرنگان بود در جانب شرقى [ 99 الف ] انطاكيه شام واقع شده بود ، [ به آن‌سو رفت ] و والى آن قلعه شخصى بود از فرنگان كه او را شيطان فرنگ گفتندى و در رأى و تدبير جميع فرنگان به سخن او عمل مىكردند و او را در وادى سپاهىگرى عمده مىدانستند . القصّه ، چون ملك نور الدّين محمود متوجّه قلعه شد ، فرنگان بسيار سراسيمه و مضطرب شده از اطراف و جوانب سپاه طلبيدند و در استعداد جنگ سعى بليغ نمودند . و چون والى قلعه حارم كه شيطان آن طايفه بود ، خبر شد كه فرنگان در مقام جمعيت سپاه شدند و از توجه ملك نور الدّين محمود به جانب آن قلعه بسيار پريشان‌خاطر شدند ، كس پيش ايشان فرستاده پيغام داد كه « من اين قلعه را به‌هيچ‌وجه به ملك نور الدّين نمىدهم . و آن‌مقدار استعداد دارم كه اگر نور الدّين مدت‌هاى مديد اوقات خود صرف اين قلعه نمايد ، گرفتن او را ميسّر نشود . بنابراين ، مصلحت آن نيست كه شما به امداد من متوجّه جنگ آن شويد ؛ چه ، عياذ باللّه اگر او بر شما غالب شود ، اين قلعه را با جميع ولايات و قلاع ما متصرّف شود . پس صلاح در آن است كه ما با او صلح كنيم . » آخر الأمر ، كس پيش ملك نور الدّين محمود فرستاده نصف اعمال قلعه حارم را پيشكش او كردند . و ملك نور الدّين نيز اين معنى را مفت دانسته از سر محاصره قلعه برخاست و به جانب دمشق مراجعت كرد . از جمله وقايع اين سال آنكه قسيسان ارمن « 3 » شهر آنى « 4 » را از دست امير شدّاد انتزاع نموده ، به برادرش فضلون دادند .

--> ( 1 ) . الكامل : امير بزّان . ( 2 ) . ق : حازم . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحه 3074 كتاب . ( 3 ) . متن : فسوس والى ارمن . به قياس الكامل ذيل وقايع سال 550 هجرى تصحيح شد . ( 4 ) . از پايتخت‌هاى قديم ارمنستان است كه اينك ويرانه‌هاى آن در ولايت قارص ، تركيه ، بر ساحل راست رود آرپاچاى به فاصلهء سى كيلومترى ملتقاى اين رود با رود ارس به فاصله چهل و پنج كيلومترى شهر قارص موجود است . نامش به قولى از نام آناهيته ، الاههء ايرانيان ، ماخوذ است . - دايرة المعارف مصاحب .